شمس الدين محمد بن محمود آملي

401

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

سيم اوضاع اجزاى مبصر بعضى با بعضى و اوضاع نهايات سطح او بعضى با بعضى كه آن ترتيب است و اوضاع مبصرات متفرقه بعضى با بعضى هم ازين قبيل است و ادراك اول يعنى وضع مبصر كه آنمقابله است از بعد و جهتيكه درو مبصر باشد بقياس با بصر حاصلشود . و ادراك دويم از ادراك سطوح مبصر و ادراك ابعاد اطراف آن . و ادراك سيم از ادراك مواضع صور و ادراك كميت ابعاد او از بصر و از اول متيامن و متياسر و متعالى و متسافل معلوم كنند و از دويم متقدم و متاخر و ارتياب نسبت با دويم متطرق شود دون اول چه ارتياب در بعد باشد مگر چنانچه بايد مدرك شود و بنابرين است كه جسم محدب يا مقعر را از دور مسطح بينند . و اما تجسم كه آن امتداد جسمست در ابعاد ثلثه بصر از جميع اجسام ادراك امتداد كند در طول و عرض بواسطهء ادراك او مر سطوح متقابله را اما ادراك عمق از جسمى كند كه ادراك او از دو سطح متقاطعه كرده باشد يا از جسميكه از مقابل او سطحى محدب يا مقعر بين التحديب و التقعير باشد . و اما شكل يا شكل سطح مبصر بود يا شكل جسم او كه او هيات سطح اوست و ادراك اول از ادراك او باشد مر محيط صورتيرا كه حاصلشود در تجويف عصبه مشتركه يا از ادراك او مر محيط جزئى از سطح جليدى را و هر يكيرا ازيندو كه قوه مميزه اعتبار كنند شكلرا درو ادراك كنند . و هرگاه كه مميزه خواهد تحقيق شكل كند سهم شعاع را بر محيط سطح مبصر تحريك دهد تا از تحقيق اوضاع اجزاء نهايات سطح مبصر شكل او مدرك شود و ادراك دويم كه آن هيئت سطح مبصر است از ادراك اوضاع اجزا سطح مبصر و از تشابه اوضاع او و اختلاف آن و تحقيق او از ادراك اختلافات ابعاد اجزاى او و تساوى آن يا از اختلاف ارتفاعات اجزاى او و تساوى آن چه ادراك تحديب او مثلا از ادراك قرب اجزاى متوسطه و بعد اجزاى متطرفه بود وقتى كه مقابل بصر باشند يا از اختلاف ارتفاعات اجزاى او اگر سطح اعلاى مبصر يا سطح اسفل